انواع طب مکمل
انواع طب مكمل
تعداد انواع مكاتب طب مكمل، سنتي و روشهاي درماني، كمكي يا جايگزين به 157 روش ميرسد كه در اينجا به بعضي از مهمترين و شايعترين موارد، تنها اشارهاي ميكنيم.
تذكر يك نكته نيز ضروري است كه اغلب در طب مكمل و سنتي كلمات، اصطلاحات و مفاهيمي وجود دارد كه قابل ترجمه به زبان علمي روز دنيا ( يا عبارات غربي و انگليسي) نيستند. گاهي نيز اصطلاحات ظاهراً مشابه هستند اما مفهوم آنها فرق ميكند. به عبارت ديگر هر مكتبي فرهنگ واژگان يا ترمينولوژي خاص خودش را دارد؛ بنابراين تطبيق يا ترجمه تحتاللفظي اين اصطلاحات با كلمات موجود در پزشكي رايج نه تنها ضرورتي ندارد بلكه نبايد انجام شود چرا كه اصولاً روش فكري و ديدگاهها و فلسفه وجودي اين مكاتب با يكديگر و يا پزشكي رايج متفاوت است. بهمين دليل روش تقسيم بندي، اصول تشخيصي و نامگذاري بيماريها نيز در اكثر اين رويكردها با يكديگر متفاوت است. آنچه كه ضروري و مهم است تشخيص بيماري در هر مكتب، درمان درست و نتيجه مناسب ميباشد.
1- هوميوپاتي:
روشي است كه بر پايه تقويت توانايي سيستم خود درماني و دفاعي بدن يا « نيروي حيات[2]» عمل ميكند.
برخلاف پزشكي رايج يا آلوپاتي كه مبناي درمان را بر پايه سركوب و تضاد با عامل بيماريزا ميگذارد، درمانهاي هوميوپاتي شكل رقيق شدهاي از مواد بيولژيكي با منشاء گياهي، حيواني يا معدني است كه در حالت عادي ميتوانند علايم مشابه بيماري را ايجاد كنند. اين روش ، كم هزينه و فاقد سميت دارويي است كه ميتواند هم در درمان بيماريهاي حاد و هم مزمن به كار رود اما بيشترين موفقيت را در درمان بيماريهاي مزمن داشته است. هوميوپاتي روشي است كه يك نگاه كل نگر داشته و هنگام درمان به طور همزمان تمام جنبههاي جسمي، احساسي و رواني فرد را در نظر ميگيرد و امروزه در غرب طرفداران زيادي پيدا كرده است.
2-ماساژ درماني:
از قديميترين و سادهترين مراقبتهاي بهداشتي است كه از هزاران سال قبل استفاده شده است. مصريان قديم، يونانيها، چينيها وهنديها در طب سنتي خود از ماساژ استفاده ميكردهاند. در طب سنتي ايران نيز اعمال« دَلْك» با قواعد و دستورات خاص خود به كار ميرفته است. در طب نوين نيز تا حدودي اقدامات فيزيوتراپي شبيه ماساژ درماني ميباشد.
3-رايحه درماني:
در بسياري از فرهنگها از «روغنهاي فرار[5]» در جهت درمان، تسكين، احساس راحتي و تمدد اعصاب استفاده شده است. جهت استحصال و استخراج اين روغنها يا عطرها از روشهاي خاصي بهره ميگرفتهاند كه ابن سينا ، پزشك مشهور ايراني بنيان گذار روش تقطير امروزي بوده است.
4-كايروپراكتيك:
در اين روش ، از تكنيكهاي خاصي جهت تشخيص و درمان اختلالات ستون مهرهها، مفاصل و عضلات استفاده ميكنند. روشهاي مشابه[7] با اختلافات جزئي نيز وجود دارد. در هر حال متخصصين اين رشته از فشارهاي مستقيم به مهرههاي خاص در جهت رفع مشكلات مفصلي كمك ميگيرند. اين روش ريشه در يونان باستان دارد اما به كارگيري مجدد آن توسط آمريكائيها (1895) و بعد از آن اروپائيها باعث رواج آن در غرب شد. از علل گرايش مردم به اين روش درماني ميتوان شيوع بيماريهاي مفصلي را نام برد كه پزشكي رايج در درمان آنها توفيق چنداني نداشته است.
5-رفلكس درماني:
اين روش درماني ريشه در مصر و چين باستان دارد كه معتقد بودند دستها و پاهاي انسان آيينه بدن او هستند و نقاط خاص رفلكسي در كف دست و پا با ارگانها، غدد و اعضاء بدن او ارتباط دارند و در صورت تحريك ميتوانند روي آنها تأثير بگذارند. بنابراين با توجه به اينكه طبق تشخيص طبيب بيماري مربوط به كدام عضو بدن باشد نقطه خاصي در كف دست و پا تحريك ميشود.
6-يوگا:
يوگا نوعي دستورات ذهني و بدني است كه در اصل براي ايجاد آمادگيهاي جسمي و روحي استفاده ميشده است. ريشة يوگا در سيستم طب سنتي هند يعني آيروودا ميباشد كه قدمتي حدود 5000 سال دارد.
در دنياي امروزي كه عليرغم به دست آمدن وسايل راحتي جسمي، ناراحتيهاي روحي و رواني رو به افزايش گذاشتهاند و استفاده از داروهاي آرامبخش نيز با خطر مسموميت يا اعتياد روبروست، مكتبي مثل آيروودا و يوگا به انسان كمك ميكند كه با هماهنگ كردن جسم و روان عملكرد بهتري داشته، چگونگي پيشگيري از بيماريهاي روان تني را بياموزد و به علاوه روش زندگي توأم با سلامت روحي و بدون عوارض دارويي و را فراگيرد.
7-طب سوزني:
اين مكتب كه جزئي از طب سنتي چين است از حدود 3500 سال قبل به درمان بيماريهاي مختلف پرداخته و با تعيين حدود 365 نقطه در روي بدن، معتقد است كه با تحريك آن نقاط ميتوان در كار بدن توازن برقرار كرده و اختلالات را اصلاح كرد. آنها سوزنهاي خود را تا عمق 25-4 ميليمتر در بدن فرد فروميكنند.
ايشان عقيده دارند كه بدن انسان داراي يك شبكه با كانالهاي متعدد انرژي ياjing luo ميباشد كه انرژي يا نيروي حيات درون آن گردش ميكند.
به علت كاربردهاي مختلف درماني، عوارض جانبي كم، هزينه پايين و تأثير سريع، اين روش همچنان مرسوم مانده است و در حال حاضر، هم به عنوان يك روش درماني اوليه و هم در كنار ساير روشهاي درماني مورد استفاده قرار ميگيرد.
8-طب معنو ی و 9دعا درماني :
«معنويت» عبارت از اعتقاد به خدا يا قدرت برتر است و با مفهوم مذهب به معناي يك سري اعتقادات خاص تفاوت دارد. در حقيقت مذهب زير مجموعهاي از اعتقاد به معنويت و وجود مطلق است. در طب معنوي تلاش ميشود از طرق مختلفي قدرت دفاع بيمار و اعتماد به نفس او را افزوده و به كنار آمدن او با مشكلات و بيماريهاي مزمن كمك نمايند. يكي از اين راهها دعا درماني است كه تقريباً در هر فرهنگي يافت ميشود. دعا برقراري ارتباط با كمال مطلق است، هر چند ممكن است اين كمال مطلق نامهاي مختلفي داشته باشد. مردم ميتوانند در هر زمان و مكاني دعا كنند، به هيچ وسيله و هزينهاي هم نياز ندارد. البته بايد دانست دعا يك روش جايگزين نيست بلكه مكمل ساير درمانهاست و مبتلايان به بيماريهاي خطرناك نبايد دعا را به عنوان خط اول درمان انتخاب كنند و درمان خود را به تأخير بيندازند.
اكثر مردم معتقدند كه دعا در بهبود آنها نقش دارد چنانكه يك مطالعه در سال 1996 در آمريكا نشان داد كه 82 درصد مردم معتقد به تاثير دعاي خود شخص در بهبود بيماري، 73 درصد معتقد به تاثير بيشتر درمان با دعاي ديگران، 77 درصد معتقد به نقش خدا در درمان بيماريهاي صعب العلاج يا خطرناك و 64 درصد نيز معتقد بودند كه در صورت درخواست و خواهش بيمار پرسنل درماني نيز بايد در دعا جهت بهبودي او مشاركت كنند. جالب اينكه بررسيهاي مكرر و معتبر علمي نقش دعا در درمان بسياري از ناراحتيهاي روحي و بيماريهاي مزمن مثل آرتريت روماتوييد و … به اثبات رسانده است.
تعدادي از مطالعات در دانشگاه دوك نشان داد كه تركيب مشاركت فعال در يك جامعه مذهبي و دعاي مكرر اثرات فوقالعادهاي روي فشار خون دارد. در دانشگاه كاليفرنيا 393 بيمار قلبي را به دو دسته تقسيم كردند كه يك گروه را عدهاي ديگر دعا ميكردند و نتيجه گرفتند كه گروه مورد دعا مرگ و مير كمتر و نياز به مداخلات پزشكي كمتر داشتند.
در يك مطالعه آيندهنگر، دو سو كور با آزمون باليني تصادفي( RCT) كه نه بيماران و نه كادر درماني دربارة مداخله و نحوة آن اطلاعي نداشتند، تأثير دعا بر موفقيت عمل بارورسازي درون رحمي (IVF) را بررسي كردند. جالب اينكه بيماران در بيمارستاني در شهر سؤول ( كره) بستري بودند ولي از عدهاي در آمريكا، كانادا و استراليا خواسته شده بود براي يك گروه از آنها دعا كنند. نتيجة «ميزان حاملگي دو برابر و جايگزيني تخمك به ميزان دو برابر» حيرت انگيز و از نظر آماري كاملاً معنيدار بود.
10-طب گياهي:
اين مكتب تقريبا همان تشخيص هاي طب جديد را دارد و همان اصطلاحات را بكار مي برد، فقط در درمان به جاي داروهاي شيميايي از فراورده هاي طبيعي بهره مي برد . مثلاً در درمان اگزما از بابونه – كه اثر برابر گلوكوكورتيكوئيدها دارد -يا براي سرفه از گياهان خانواده Timus vulgaris ( آويشن ) استفاده مي كند.
11-عنبيه شناسي:
يك مكتب بسيار جالب است كه در آن مردمك هر يك از چشمها به بخشهاي فرضي تقسيم شده وهر بخش به يك عضو ياارگان بدن نسبت داده مي شود؛ بنابراين ميتوان با بررسي مردمكها و تغييرات آنها به وضعيت اجزاي بدن از نظر سلامت وبيماري آنها و يا پيشرفت و بهبودي بيماري پي برد؛ لذا دانستن اين علم مي تواند كمك تشخيصي بزرگي به پزشك كند.
12-طب سنتي:
بدليل اهميت و وسعت اين موضوع، توضيح بيشتر پيرامون آن را به شماره آینده موکول می نماییم.